داستان سوند

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما


جهت سفارش تبلیغات با شماره در تماس باشید (ماهانه تنها....... تومان با بازدهی عالی)

ثبت تبلیغات لینکی در سایت تنها با ...... تومان در ماه

 
سوند فوق عانه‌ای
این سوندها که در اصطلاح پزشکی سوند سوپراپوبیک هم نامیده
 می‌شوند، نسبت به دو نوع سوند قبلی کمتر به کار گرفته می‌شوند. برخلاف دو نوع سوند قبلی که برای
 کارگذاری آنها، لوله از درون مجرای ادرار رد می‌شد، در این موارد سوند از پوست قسمت‌های پایینی شکم وارد مثانه می‌گردد. یعنی توسط پزشک یا جراح سوراخی در پوست
 پایین شکم ایجاد می‌شود و سپس سوند از پوست و بافت‌های روی مثانه رد می‌شود تا به داخل مثانه برسد. 
 
*این وبلاگ شخصی
بیمار و همكار گرامی مطالب ذكر شده در این برگه آموزشی را به دقت بخوانید و جهت جلوگیری از عوارض لوله ادراری (سوند ) نكات ذكر شده را رعایت فرمایید . سوند ادراری باعث تخلیه ادرار بیمار شده و باعث جلوگیری از تجمع ادرار در مثانه میشود ...
سوندهای ساده یا نلاتوناین سوندها در واقع لوله‌های پلاستیکی بسیار نرم و انعطاف‌پذیری هستند که در داخل آن مجرایی
 برای عبور مایعات، و به طور مثال ادرار، وجود دارد. زمانی که به دلایلی مسیر طبیعی ادرار مسدود می‌شود، این سوندها به داخل
Bladderextrophy@gmail.com
 مجرای ادرار کار گذاشته می‌شوند تا با کنارزدن محل انسداد، به درون مثانه برسند. پس ادرار موجود در داخل مثانه از درون مجرای موجود در داخل این سوند می‌تواند به راحتی به بیرون تخلیه شود. تنها
 مسا
سوندهای ساده یا نلاتوناین سوندها در واقع لوله‌های پلاستیکی بسیار نرم و انعطاف‌پذیری هستند که در داخل آن مجرایی
Bladderextrophy@gmail.com
 برای عبور مایعات، و به طور مثال ادرار، وجود دارد. زمانی که به دلایلی مسیر طبیعی ادرار مسدود می‌شود، این سوندها به داخل
 مجرای ادرار کار گذاشته می‌شوند تا با کنارزدن محل انسداد، به درون مثانه برسند. پس ادرار موجود در داخل مثانه از درون مجرای موجود در داخل این سوند می‌تواند به راحتی به بیرون تخلیه شود. تنها
 مسا
سوندهای داخلیدر تمام سوندهایی که تاکنون گفتیم یک سر سوند خارج از بدن بیمار است تا ادرار را از مثانه به بیرون تخلیه کند. اما باید گفت سوندهایی
Bladderextrophy@gmail.com
 هم وجود دارند که در آنها هر دو سر سوند در داخل بدن بیمار است. به‌طور مثال درنظر بگیرید که انسدادی در فاصله بین کلیه تا مثانه ایجاد شود. این مساله باعث می‌شود که ادرار نتواند از کلیه به مثانه
 برسد تجمع ادرار در کلیه مربوطه باعث آسیب رسیدن به نسج کلیه و تخریب آن و در ضمن علائمی مثل درد و
سوند فولی
این سوندها در انتهای خود، یعنی در بخشی از سوند که پس از عبور 
Bladderextrophy@gmail.com
 
 
کردن از مجرای ادرار به درون مثانه می‌رسد، کیسه کوچکی دارند. این کیسه کوچک ازطریق یک مجرای بسیار باریک در بدنه سوند با سوراخی که در انتهای دیگر سوند وجود دارد در ارتباط است.
 بدین‌ترتیب پزشک یا پرستار می‌تواند ازطریق این سوراخ به مقدار مناسب مایع به داخل بفرستد و از این طریق کیسه کوچک پر از هوا شده و به قدری بزرگ می‌شود که دیگر امکان عبور آن از مجرای
چای و خواندن یک داستان کوتاه یک نویسنده معروف و چای و بافتن مو و سرمای شدید و پلیور نازک قهوه ای و هوای نوشتن داستان و... کتاب همشهری داستان و جزوه کارگاه و داستان نویسی و زنی که اصلا روی قاعده نمی تواند بنویسد.. و اوه یک داستان خوب لطفا بخوان زن خانه ام و.. 
● نکات قابل توجه در مورد سوندها سوندها ابزارهایی خارجی هستند که برای کمک به دفع ادرار به درون بدن وارد می‌شوند. پس همیشه نیاز است که در مورد آنها موارد خاصی را رعایت کرد:
 
۱) تجویز و تعیین نیاز به کارگذاری سوند حتما باید طبق صلاحدید و نظر پزشک باشد. هیچ‌وقت به‌طور سرخود و بدون مشورت با پزشک برای خود یا اطرافیان خود سوند نگذارید.
 
راه ارتباطی با ما : bladderextrophy@gmail.com 
۲) سوندها بروز عفونت ادراری را تسهیل می‌کنند. پس همیشه در مورد آنها باید تما
ادم اگر عقل داشته باشد فقط داستانهای عاشقانه مینویسد داستانهای عجیب خواندنی که حسادت همه را برانگیزد گفته باشم داستان داستان دلم میخواهد داستانهای واقعی؟ داستان داستان است دیگر کسی چمیداند شاید اتفاق افتاده باشد جانم.. 
منفذ میتروفانوف
 استوما میتروفانوف  میتواند دزر زیر پایین ترین لایه لباس زیر یا پایین تر از دکمه شکمی ( ناف) قرار بگیرد. 
برای تخلیه مثانه از یک سوند استفاده میشود.کانال میتروفناف برای نشت نکردن ادرار از مثانه است .در برخی از افراد که نیاز باشد مثانه را حجیم تر نیز میکند .(برگه اطلاعات تقویت مثانه را ببینید) 
قبل از عمل جراحی میتروفانوف
 شما ممکن است از چند روز قبل برای مراقبت های ویژه جراحی مانند تغذیه مناسب ، تخلیه کامل روده و اطمینان از تم
منفذ میتروفناف 
 استوما میتروفنانف میتواند دزر زیر پایین ترین لایه لباس زیر یا پایین تر از دکمه شکمی ( ناف) قرار بگیرد. 
برای تخلیه مثانه از یک سوند استفاده میشود.کانال میتروفناف برای نشت نکردن ادرار از مثانه است .در برخی از افراد که نیاز باشد مثانه را حجیم تر نیز میکند .(برگه اطلاعات تقویت مثانه را ببینید) 
قبل از عمل جراحی میتروفناف 
 شما ممکن است از چند روز قبل برای مراقبت های ویژه جراحی مانند تغذیه مناسب ، تخلیه کامل روده و اطمینان از تمی
«داستان» جایی است که ضربه های مهم داستان خود را آشکار می کنید. برای اینکه داستان شخصیت محور باشد، این ضربه ها باید از شخصیت نشئت بگیرند: نه اینکه چه اتفاقی می افتد، چرا و چگونه شخصیت کاری را که انجام می دهد، انجام می دهد وچگونه اعمال باعث دگرگونی خودش واطرافیانش می شود. به این ترتیب تاثیر و قدرت داستان بیشتر و مسلما جالبتر می شود، به این دلیل که به خواننده یا بیننده امکان می دهد تا با یک نفر همذات پنداری کند و از این راه وارد داستان شود. کتاب ر
احتمال زیاد تاکنون اصطلاح سوند ادراری را در بیمارستان ها و مراکز پزشکی درمانی زیاد شنیده‌اید و 
 
آدرس وبلاگ: bladderextrophy.blogskay.com
 
     
حتما حداقل تا این حد در مورد آنها می‌دانید که این وسایل برای تسهیل و کمک به روند ادرارکردن به‌کار می‌روند اما به‌طور قطع نکات مبهم و نادانسته‌های زیادی
 هم در مورد آنها دارید. به‌طور مثال آیا می‌دانید که سوندها انواع مختلفی دارند و هرکدام از آنها کارایی و روش مصرف متفاوتی می‌توانند داشته باشند؟
 
سونده
 وقتی از رادیو سلامت تماس گرفتند و دعوتم کردند برای خواندن داستان، جالب‌ترین نکته آن بود که گفتند روانشناس برنامه داستان را نقد خواهد کرد. همیشه نظر روانشناس‌ها برایم جالب بوده، نگاه‌شان به زندگی، آدم‌ها و حالا داستان!
داستان زوج و فرد از مجموعه داستان فرشته از تهران را می‌خوانم...برنامه‌ی «داستان‌ها و آدم‌ها» امشب ساعت هفت و ده دقیقه از رادیو سلامت پخش می‌شود و تکرارش فردا شب است، ساعت یازده.(اف.ام. 102) 
روزنامه : روحانی " هرچه برای حل مسائل پیش می رویم، یک داستانی درست می کنند."
ذره بین باشی : واقعاً که این داستان درست کن ها خیلی بد هستند????داستان هایی درست می کنند که جلوی پیشروی در حل مسائل را می گیرند و رشته ی عزیزان زحمتکش را پنبه می کنند????ذره بین باشی دو راه را برای حل این معضل پیشنهاد می کند- البته به شرط اینکه داستان درست نکنند!  - راه اول این است که این داستان درست کن ها را از بین ببرید.راه دوم اینکه اگر مخالف از بین برندگی هستید،به آنهابگو

باسلام مجموعه ی نبرد شب درواقع داستانی به زبان پسری به نام آرش است
فصل یک ودواین داستان به طوری مقدمه ای است برای داستان اصلی که ازفصل سوم شروع می شودوازآنجاکه فصل سوم این مجموعه به نظربهترین فصل نوشته شده تابحال است فصل سوم رابه شماپیشنهادمی کنیم.
این داستان که بسیارمتنوع وجالب است درفصول جاری خواننده راباابحاث مختلف چون:
جادو،جن وشیطان،انواع ارواح،اشباح وزامبی ها و... مواجه می کندوتنوع این داستان آن راازهمه جذاب تر می کند
مارگارت لوک راز نوشتن داستان‌های کوتاه را برایمان برملا می‌کند.
بهترین راه یادگیری داستان کوتاه، به عنوان یک نوع ادبی، خواندن خود داستان‌هاست. خواننده بسیار مشتاقی باشید و انواع گوناگون ادبی را مطالعه کنید. از هر کتابی گلچین کنید و زیاد کتاب بخوانید.
«یکی بود، یکی نبود...» عجب عبارت جادویی؟ دعوتی که تاب مقاومت را می‌گیرد: «بشین و گوش کن، می‌خوام برات یه قصه بگم.» کم تر سرگرمی‌هایی به اندازه ی شنیدن داستان، خوشایند هستند- به استثنای لذت ن
این مجموعه گلچینی از بهترین داستان های جهان در قرون 19 و 20 است. استادان کهن (سنت گرایان) با 15 داستان، دوران طلایی ( بخش اول) با 32 داستان، دوران طلایی (بخش دوم) با 17 داستان، مدرنیست ها (سنت ستیزان) با 25 داستان و پسامدرنیست ها با 24 داستان، عناوین پنج جلد این مجموعه هستند که در مجموع بیش از 110 داستان از نویسندگانی چون جیمز پاردی، نادین گوردیمر، فرناندون سورنتینو، ولادیمیر ناباکف، سال بلو، تونی موریسون، ریموند کارور، ماریو بارگاس یوسا، ریچارد برات
قاسم دلش می‌خواست بیاید بیرون، به هر قیمتی که شده و تنها یک جور می‌توانست از خانه بیرون بیاید که پی کاری فرستاده شود. تا بالاخره مادرش از توی آشپزخانه صدایش بلند شد: 
برای ادامه مطلب کلیک کنید
داستان تیله؛ از مجموعه داستان‌های کوتاه تیله
دیگر برایم شنیدن داستان لطفی ندارد
زمانی که با یکی بود و یکی نبود شروع میشود
ناخداگاه دلم یاد داستان خودمان می افتد
من آن یکی که همیشه چه تو باشی و چه نباشی بودم و هستم
و تو آن یکی که هیچ وقت نبودی و نیستی
بقیه داستان بماند برای بعد
فقط بگو آخر داستان تو به خانه خود که قلب من باشد میرسی؟
در این جلسه از کارگاه، دوستان مثل همیشه کتابهایی که خوانده بودند را معرفی کردند. سپس داستان «طارونه» از «سارا ابراهیمی» شنیدیم و دوستان ایشان را نقد و راهنمایی کردند. داستان کوتاهی که خوانده شد و مورد نقد و بررسی قرار گرفت، داستان «شب مارهای آبی» از کتابی به همین نام نوشته ی «فرهاد رفیعی» بود. سپس دو نفر از دوستان کارگاه داستانهایشان را خواندند و مورد نقد دوستان قرار گرفتند. داستان «نکند میم تو باشی» از «سودابه رحمتی» داستان «تخته سنگ» از
بهترین راه یادگیری داستان‌کوتاه، به عنوان یک نوع ادبی، خواندن خود داستان‌هاست. خواننده بسیار مشتاقی باشید و انواع گوناگون ادبی را مطالعه کنید. از هر کتابی گلچین کنید و زیاد کتاب بخوانید. داستان‌هایی از انواع ادبی گوناگون بخوانید: جنایی، علمی- تخیلی، تخیلی، ترسناک، عاشقانه. آثار کلاسیک بزرگان ادبیات را بخوانید اما از داستان‌های معاصری که شهرت نویسنده‌اش هنوز کامل شکل نگرفته است هم غفلت نکنید. داستان‌های کلاسیک و مدرن بخوانید. به این ت
خیلی داستان‌های ترور را دوست داشتم. تا جایی که می‌دانم از او دو رمان و سه مجموعه داستان منتشر شده است. یکی از یکی بهتر. سفر فلیشا و تورگنیف‌خوانی از مان‌های خوب او هستند که به فارسی هم ترجمه شده است. مجموعه داستان‌های «مجردان تپه»، «رز گریه کرد» هم از او منتشر شده است. ترور داستان کوتاه‌های معرکه‌ای دارد که عالی هستند و خواندنی.  
 
این کتاب شامل 2 داستان به نام "بازی در سپیده دم" و "رویا" ست. داستان اول خیلی بیشتر هیجان و جاذبه داشت و هرلحظه بیشتر دوست داشتم باقی داستان رو بدونم، شاید برای اینکه بخشی از داستان قمار بود و انگار خودم بازی میکردم، برای همین نتیجه مهم میشد. داستان دوم اصلا برام جاذبه ای نداشت و نتونستم ارتباط برقرار کنم، انقدر که حتی نمیتونم درست تعریفش کنم. شاید این داستان رو بتوان به تخصص اصلی نویسنده هم نسبت داد؛ روانشناسی، شنیتسلر یکی از بهترین روانشنا
بسمه تعالی
قابل توجه همکاران ارجمند ودانش اموزان عزیز
داستان یک پرچم یکی از تصاویری است که در کتاب جامعه شناسی یک مورد توجه بوده لذا در رابطه با تفسیر این تصویر نوشته ای تهیه و بارگذاری می شود .با تشکر گروه اموزشی علوم اجتماعی واقتصاد ناحیه دو یزد
داستان یک پرچم
به موادی که در بالای کوره بلند ذوب آهن جمع شده و به عنوان ضایعات صنعت فولاد شناخته می شوند , سرباره گویند . سرباره اگر به آهستگی سرد شود , حالت بلوری پیدا میکند که مصرف چندانی ندارد . اما اگر آن را به سرعت سرد کنیم , به صورت آمورف یا شیشه ای در می آیند که پس از پدر شدن , در صنعت سیمان کاربرد دارند. هنگام آسیاب کردن سرباره باید دقت داشت از آنجا که سختی سرباره بیش از سیمان است , باید هریک جداگانه آسیاب و در نهایت مخلوط شوند. در ایران سیمان سرباره ای بر
عناصر داستان؛ رابرت اسکولز؛ ترجمه فرزانه طاهری؛ چاپ اول؛ نشر مرکز؛ 1377
این کتاب مختصر دو بخش دارد: بخش نخست که نویسنده به چند عنصر اساسی در داستان می‌پردازد و تقریباً نیمی از کتاب (حدود 40 صفحه) به این بحث اختصاص می‌دهد و نیم دیگر را به تحلیل سه داستان – که هوشمندانه انتخاب شده است - می‌پردازد. کتاب به خواننده راه و رسم داستان خواندن را یاد می‌دهد و هدفش آموزش داستان‌نویسی نیست؛ هرچند در امتداد خوب خواندن داستان، توان نگارش داستان هم افزای
 
آدم شده ام. در یک هفته گذشته کتاب "آئورا"، "یک گل سرخ برای امیلی" (غیر از داستان آخرش) و داستان "چرا دریا طوفانی شد؟" از صادق چوبک را خواندم. داستان صادق چوبک را از اینترنت هم میتوانید بگیرید. سعی کنید حتما بخوانید... و همینطور مجموعه داستان یک گل سرخ برای امیلی، فوق العاده است. خیلی دارم آدم می شوم. شما هم سعی کنید مثل من باشید...
 
خب متسفانه سگ جهنمی وجود خارجی نداره و فقط  یک نوع داستان برای منطقه اسکاتلند است که این داستان رو برای بچه هایی که نمی خوابیدند می خواندند در داستان سگ جهنمی کودکانی را که نمی خوابیدند با حود می برد.
به غیر از این مسئله سگ جهنمی از آتش ساخته شده است اون سریع قوی است و مسئول بردن افراد ماورایی به جهنم است .
وقتی «سایمون کالو» تصمیم گرفت داستان زندگی «اورسن ولز» را بنویسد فکر می‌کرد نگارش کتاب چهار سال طول بکشد. یک ربع قرن گذشته و او هنوز مشغول نوشتن داستان زندگی اوست. «سایمون کالو» عنوان می‌کند: از همان آغاز که تصمیم گرفتم درباره «اورسن ولز» بنویسم می‌دانستم که یک جلد برای بیان داستان زندگی او کافی نخواهد بود. زندگی او بسیار پیچیده است، دستاوردهای زیادی در زندگی کسب کرد و شخصیت محترمی دارد. از او داستان‌های بسیاری شنیدم تا جایی که به این نت
داستان بلند به گونه‌ای از داستان‌ها گفته می‌شود که خصوصیات رمان و داستان کوتاه را هر دو در خود داشته باشد. در داستان بلند درست مانند داستان کوتاه معنا از اهمیت بالایی برخوردار بوده و فشردگی معنایی وجود دارد. همچنین شخصیت‌ها و زمان پیوسته در حرکت هستند، تمامی شخصیت‌ها به صورتی هماهنگ در جهت تصویر معناهای اصلی داستان نقش آفرینی می‌کنند و پیرنگ نیز از استحکام و انسجام بالایی برخوردار است. حال اینکه داستان بلند همچون رمان، شخصیت‌ها را گس
( »» در ادامه پست قبلی)
با این نوشته های نا تموم چکار کنم؟!
وقتی رفتم سر فولدر نوشته های قدیمی، چهار جور نوشته پیدا کردم.
چرکنویس ها یا همون دلنوشته ها
خواب ها
شعر ها
داستان ها
...
جالبه! شعرهام تا سال 89 جمع آوری شدند! یعنی بقیشو ندارم!! اگه یه روزی وبلاگ شعرهام بپره همشون باهاش میپرن. آخه کدوم آدم عاقلیه که همه تخم مرغ هاشو توی یه سبد بذاره؟!
بدتر از اون، داستان ها هستن. تا الان 8 تا فایل داستان دارم که همشون نصفه رها شدن. اسم های عجیب و غریبی هم دارن
یه داستان دیشب خوندم از جومپا لاهیری یه داستان کوتاه که خیلی هم بلند بود.. شاید بیشتر لذت بخش بود که تصاویر بیشتر  بود داستان طولانی بود آخرش خیلی خوب تموم شد دقیقا یه برش از یه زندگی واقعی بود.... نوشتن و آپ کردن با موبایل تو این وبلاگ کار سختیه به دلم اصلا نمی شینه امیدوارم خیلی زود یه لب تاب خوشگل گیرم بیاد... و جایگزین لب تاب قبلیم کنم.. داستان خوندن خوبه حال آدم رو خوب میکنه و من هروقت تو پیله خودم میرم میام اینجا داستان میخونم  البته اگه این
دوستم می پرسه:از نمایشنامه ای که نوشتی چه خبر:من:هیچ....برا مطالعه دادم یه مسئولی بخونه...
جواب؟    من:میگه برو کارگاه داستان نویسی...البته یه مختصر -سه دقیقه ای تلفنی جواب داد.قرار شد بعد بیشتر راهنمایی کنن.
حضرات این پیشنهاد مثل اینکه به یه دکتر بگی برو کلاس اول.....
حالا نه اینکه من دکتر باشم....اما داستان نویسی رو اصولش رو یاد گرفتم....حالا نوبت بقیه است که اموزش ببینن.این به عدالت نزدیک تره....
بعدم   ان شا الله برا کار دیگه ای غیر از داستان کوتاه
یه داستان خوندم از ترجمه های اسماعیل فصیح به نام آقای موندرو از خفاش رند تر است قصه یه زن و شوهری که میرن تو ویلاشون زنه یه عنکبوت می‌بینه مرده با غرور عنکبوتی رو پیروزمندانه میکشه بعد تو اتاق مرده به خفاش پیدا میشه و نمیتونه حریفش بشه الکی یه روزنامه رو لوله میکنه میره اتاق قبلی تق تق که مثلا بیرونش کردم بعدم میره رو کاناپه میخوابه تا خفاشه خودش میره داستان چیز خاصی نداشت داستان بود دیگه یعنی نویسنده جماعت هرچیزی گیرشان میاد مینویسن داستا
دوباره  دلم آشوب شده و این حس را خوب می شناسم 
این حس کلید کردن مخ را 
این دلشوره ی تغییررا 
این داستان تمام شده را
این داستان تمام شده را 
این داستان تمام شده را 
دوباره دوباره دوباره گفته بودی ؛گفته بودی تو دوباره 
؛؛خوب می شوم؛دوباره کنار دریا دوباره رستوران ترک دوباره 
؛؛ چه گریه ای بود چه گریه ای چه گریه ای ؛
همه چیز در ثانیه ها ی کوتاه 
ثانیه های کوتاه ثانیه های کوتاه 
آخر قصه را چه سفت چسبیده بودم 
ولی نمی شد نمی شد نمی شد 
نمی شد که نمی
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

برای ورود به کانال الگرام ما کلیک کنید