رمان مجنون تو از پریناز بشیری

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما


جهت سفارش تبلیغات با شماره در تماس باشید (ماهانه تنها....... تومان با بازدهی عالی)

ثبت تبلیغات لینکی در سایت تنها با ...... تومان در ماه

 
 
-لطفا یه بیوگرافی کامل از خودتون بدید-پریناز بشيري هستم امسال میشم بیست ساله و یه دی ماهیم تو یه خانواده چهار نفره بزرگ شدم-رشته تحصیلیتون؟؟-اگه در حال حاضر و بخوایید امسال به خاطر علاقه شدیدم اومدم رشته مدیریت بیمه وقید هوشبری و زدم ????-پرینازبانو،نویسندگی رو در یه خط توضیح بده-نویسندگی برای همه تعریفای متفاوتس داره ولی برای من نویسندگی یعنی آوردن همه احساسم تو نوشته هام به واسطه رمان و... که آروم شم-اولین بار کی دست به قلم شدی؟؟-از چهارد
 
سلام اینبار با رمان مجنون تو برگشتیم ....
سال گذشته بعد تموم شدن حس معکوس قولشو داده بودم ولی با تایپ تاتباهی و بی پر پروانه شو عقب افتاد ولی بالاخره شروعش کردم ✊????مجنون تو جلد دوم حس معکوسه .....حس معکوسی که داستان عشقا و اشتباها بود .... داستان قلبایی که میلرزن و راه و بی راه میرن داستان مثلث عشقی که روزگار یهویی شکل داد بهش و سناریوشو نوشت و امیرو آریا و نیاز و مجبور کرد به بازی ....محور حس معکوس نیاز و اریا بود ولی مجنون داستان امیریه که توی سا
یک شبی مجنون نماز خواند و نشست
رو به قبله ، خانه ی لیلی نشست
لیلی اما بی توجه بود و رفت
پشت به مجنون کرده بود ، خیلی نشست
####
مجنون اما کَم کَمَک خوابش گرفت
رو به لیلی کرد کمی گازش گرفت
لیلی زین گاز بیش و کم افسرده شد
حمله کرد مجنون را گازش گرفت 
####
نیمه شب فریاد و داد و ولوله
تو گمان کردی که آمد زلزله
لیلی بیهوش شد ز فریاد و فغان
مجنون اما شوخ و شَنگ ، پر هلهله
####
الغرض آن نیمه  شب غوغا به پا
ناله و فریاد لیلی در هوا
مست و مغرور شویِ لیلی در میان
گشت
دید مجنون را یکی صحرانورد،
کز میان بادیه، بنشسته فرد.
 
کرده دفتر ریگ و انگشتان، قلم،
می زند با نقش خونین، این رقم
 
گفت: ای مجنون  شیدا! چیست این؟
می نویسی نامه، بهر کیست این؟
 
گفت: مشق نام لیلی می کنم
خاطر خود را تسلی می کنم!
 
چون میسر نیست من را کام او؛
عشق بازی می کنم، با نام او...

این تقدیم به همه لیلى و مجنون هاى جهان
هنگامی که لیلی و مجنون ده ساله بودند روزی مجنون در مکتب خانه پشت سر لیلی نشسته بود . استاد سوالی را از لیلی پرسید ، لیلی جوابی نداد ، مجنون از پشت سر آهسته جواب را در گوش لیلی گفت اما لیلی هیچ نگفت . استاد دوباره سوال خود را پرسید و باز مجنون در گوش لیلی و باز لیلی هیچ نگفت و بعد از بار سوم استاد لیلی را خواند و چوب را بر پای لیلی بست و او را فلک کرد . لیلی گریه نکرد و هیچ نگفت. بعد از کلاس ، لیلی با پای کبود لنگ
عشق آمد دل آدم را مجنون کرد در همان بدو ورود جگرش را خون کرد
جدال با عقل را از راه نرسیده آغاز نمود به خدا قسم سرشت آدم را بی قانون کرد
آدم، خسته از درد فراق، مانده از راه دراز زد عشق را در دل خود مدفون کرد
اشک مجنون زیر بار عشق در قلب مروارید شد و ریتم قلب را با مضمون کرد آ
دم عاشق زجهان بار گرانی بر بست این دُر نهان اورا ز خدا هزار بار ممنون کرد
من ماندم بین عشقی که دنیایم را میمون کرد یا ترک عشقی که عالم دینم بهشت را بدان مدیون کرد خدا بیامرزد
رمان بدون سانسور | دانلود رمان عاشقانه بدون سانسور
رمان بدون سانسور | دانلود رمان عاشقانه بدون سانسور دانلود رمان بدون سانسور | رمان عاشقانه بدون سانسور رمان بدون سانسور یک شب طولانی,دانلود رمان بدون سانسور دختر خراب, pdfدانلود رمان بدون سانسور یک شب طولانی,دانلود رمان بدون سانسور برای اندروید,رمان عشقم رو نادیده نگیر,دانلود رمان عشقم را نادیده نگیر,رمان بدون سانسور غزال,دانلود رمان بدون سانسور
رمان بدون سانسور | دانلود رمان عاشقانه بدون س
برنامه ها دارم واسه نمایشگاه کتاب امسال!
همچنان روزشماری می کنم واسش...
تصمیم گرفتم کمتر واسه رمان هزینه کنم
کلا آدمی نیستم که یه رمان رو چندبار بخونم مگر اینکه شاهکار باشه
پس رمان ها رو از کتابخونه می گیرم
البته یه لیست بلندو بالا از یه سری رمان هم دارم که قبلا خوندم و یا مطمئنم کتاب هایی هستند که ارزش چندبار خوندن رو دارن ولی خب انقدر کتاب های مهم دیگه هستن که مجبورم فقط چندتا از رمان ها رو بخرم :(
امسال اولویتم با کتاب های تاریخی،دینی،شعر و
یه مدتی از کتاب دور بودم یعنی یک ماه،ولی با یه کتاب خوب دوباره برگشتم.
کتاب آوریل شکسته نوشته ی اسماعیل کاداره 
یه رمان با نگاهی جالب...من که سر ذوق اومدوم و از کاداره خوشم اومد شاید برم سراغ کتاب های دیگه اش...
یه رمان با موضوعی هولناک و عمیق و شاید در آخر مثل دختر تو رمان یه جوریایی مسخ فضای رمان بشید... 
اوتدا قلبیم یانیرالله  یارنجه بیگانه اولوب
  اوت تکی عشقی دوشوب کونلومه ویرانه اولوب 
گورنجه عشقی دوشوب باشیمه یارب بوگجه  
مجنوناکیمسه باخارسا دیب دیوانه اول
یارن اوزعشقی ادیب دور منی مجنون بیلیرم
اماحیف اولسون کی یاربیلمدی اخرددی دیوانه اولب  
                             مجنون
رمان سفید بخت از شهره وکیلی
  
نام رمان :رمان سفید بخت
به قلم :شهره وکیلی
حجم رمان : ۵.۴ مگابایت پی دی اف , ۱.۴۳ مگابایت نسخه ی اندروید , ۱.۲۹ مگابایت نسخه ی جاوا , ۵۴۶ کیلو بایت نسخه ی epub
خلاصه ی از داستان رمان:
حوادث کتاب برمی گردد به سالهای قبل از انحلال دادسراها سر شب بود سه مرد سیاهپوش چون گرگ هایی گرسنه و خشمگین دور میز گرد مهتابی وسیع جلو عمارت مجلل و قدیمی باغ نشسته و در انتظار چهارمین مرد خانواده ،….
رمان بدون سانسور | دانلود رمان عاشقانه بدون سانسور
رمان بدون سانسور | دانلود رمان عاشقانه بدون سانسور دانلود رمان بدون سانسور | رمان عاشقانه بدون سانسور رمان بدون سانسور یک شب طولانی,دانلود رمان بدون سانسور دختر خراب, pdfدانلود رمان بدون سانسور یک شب طولانی,دانلود رمان بدون سانسور برای اندروید,رمان عشقم رو نادیده نگیر,دانلود رمان عشقم را نادیده نگیر,رمان بدون سانسور غزال,دانلود رمان بدون سانسور
رمان بدون سانسور | دانلود رمان عاشقانه بدون س
بالاخره وبلاگم رو زدم.
توی این وبلاگی که زدم فقط و فقط رمان هایی روکه خودم مینویسم میزارم، و لطفا فکر نکنید که بی مزه هستند ،چون که من خیلئ رمان زیاد میخونم بلدم که رمان های جذاب بنویسم و اگر دوست دارید یه نگاهی بندازین.لللللطططفففااا.
ادرس:
romankhane.blogfa
آخ که مجنون خورد زمین پایش شکستتا غروب در حجره ی لیلی نشستگفت که بیمار تو ، پای بشکسته اماینقدر بنشسته ام ، من خسته ام@@@@فکر من در فکر تو بود و ندیدناگهان یک چاله ای آمد پدیدزیر پا خالی شد و خوردم زمیندرد من از رنگ رخسارم ببین@@@@نیم نگاهی کرد به مجنون دکترکگفت که گفت باشی بفکر دخترکبود طبیب لیلی و مجنون پر ز دردرنگ مجنون زین کلام گردیده زرد@@@@گفت به لیلی جان لیلی چاره کندرد بی درمان من را چاره کنمن نه شب دارم نه روز از درد تودرد من باشد نگاه سرد
رمان بسیار زیبا و احساسی با نام وفای عشق ( از مجموعه رمان های زیبا )
 
۲ – رمان بسیار زیبا با نام جرات یا حقیقت ( از مجموعه رمان های زیبا )
 
۳ – رمان بسیار زیبا و احساسی با نام عطر عاشقی ( از مجموعه رمان های زیبا )
 
۴ – رمان بسیار زیبا و احساسی با نام اکسیر عشق ( از مجموعه رمان های زیبا )
 
۵ – رمان بسیار زیبا و احساسی با نام ما که شانس نداریم ( از مجموعه رمان های زیبا )
 
۶ – رمان بسیار زیبا و احساسی با نام محیا ( از مجموعه رمان های احساسی )
 
یک شبی مجنون لباسش پاره شداندکی بنشست و فکر چاره شدبا خود اندیشید لباسم گشته چاکفکر لیلی کرد مرا دیوانه پاک
روز و شب در فکر لیلی لیلی اممست ز عطر و بوی موی لیلی اماز ازل لیلی مرا بود آرزوتا ابد جز او ندارم آرزو
من اگر مجنون شدم از نام اوستنام من در هر زمان هم نام اوستهر زمان لیلی نباشد من نی امروز و شب در فکر و ذکر لیلی ام
مجنون
به  مجنون  گفت: روزی   ساربانی
چرا   بیهوده   در   صحرا   دوانی
اگر  با لیلی ات  بودت   سرو  كار
من  او   را   دیدمش  با  دیگری یار
سر زلفش به دست دیگران است
ترا  بیهوده  در  صحرا   دوان است
زگفت ساربان مجنون فغان  كرد
جوابش  این   رباعی   را   بیان كرد
درخت بی ثمر  هر   كس  نشاند
دوای  درد   مجنون  را  بداند
میان عاشق و معشوق رمزی است
چه   داند   آنكه    اشتر   می چراند
به مجنون گفت كآخر ای بد اختر
گناهی  از   محبت  نیست  بد ت
لیلا برو ! شرمنده ام مجنون سابق نیستمدیرآمدی و من دگر آن مرد عاشق نیستم
بعد تو بر زخم دل بس که نمک پاشیده اندمن حریف طعنه های این خلایق نیستم
نیمه شبها تا سحر صد بار مُردن ساده نیستخسته ام لحظه شمار این دقایق نیستم
کودک احساس را در خود به دار آویختمدرد این است با خودم همواره صادق نیستم
یک گلستان و دو گل آفت زده دردست بادسینه ام تنگ است و دنبال شقایق نیستم
این بماند که چه بود و چه گذشت بر من وَ تومن دگر در بند آن کشف حقایق نیستم
بعد تو لیلی مرا سن
امروز ۲۴ شهریور ۹۵، روز چهارشنبه.
این چن روزو مشغول خوندن رمانی ب نام قتل کیارش بودم. ی رمان ب نظر من پلیسی_عشقی.
خییییلی رمان جذابی بود. اصلا نمیشد ولش کنی! تا لحظه های آخری ک میخواس قاتل کیارش مشخص بشه ، من ب همه ی کاراکترا مظنون بودم. ولی خدایی خییییلی نویسنده ی خلاقی داشته! 
یه رمان طولانی و جذذذذاب. پیشنهاد میکنم بخونینش
بیا لیلای من مجنون دل دیوانه ای دارد
درین دیوانگی یک حالت جانانه ای دارد
شده آواره ی کوهها  ایا لیلای غم پرور
دمادم او بیادت یک دم مستانه ای دارد
لبش جز نام لیلا خطبه ی دیگر نمی خواند
بدون عشق لیلا خاطر ویرانه ای دارد
یکی از حال و روز او به من اینگونه می گوید
زداغ دوریت مجنون به لب پیمانه ای دارد
بدنبال دل لیلا ندارد لحظه ای آرام
که گویی دست تقدیر جنگ نامردانه ای دارد
منم مجنون ایا لیلای خوب نازنین من
که از هجر فراغت او دل دیوانه ای دارد

نگران نباش!
امشب هم
 مثل شب های قبل  برایت شعر میخوانم  
تا خوابت ببرد!
کنار هم نیستیم... درست!!!
اما دل های ما "بید"ی نیست
که  با باد این فاصله ها بلرزد!!!
دل های ما "مجنون" اند!
میدانی مجنون یعنی چه؟!!
یعنی هیچ فاصله ای نمیتواند  
دوست داشتن را از سر ما بیاندازد!!  ???????? 
دید مجنون را یکی صحرا نورددر میان بادیه بنشسته فردکرده صفحه ریگ و انگشتان قلممیزند با اشک خونین این رقمگفت ای مجنون شیدا ، چیست این؟می نویسی نامه  ، بهر کیست این؟گفت مشق نام لیلی میکنمخاطر خود را تسلی میکنمچون میسر نیست من را کام او
عشق بازی میكنم با نام او .
یا حسین ع
 
رمان‌ «کودکستان آقا‌مرسل» به قلم داود امیریان در دو هزار و پانصد نسخه با قیمت 14هزار و پانصد از سوی انتشارات کتابستان معرفت روانه بازار کتاب شده است.
 
رمان «کودکستان آقا مرسل» اثر داود امیریان از سوی نشر کتابستان معرفت منتشر شد.
بخش کتاب و کتاب خوانی تبیان
 کتاب «کودکستان آقا مرسل» اثر داود امیریان از سوی نشر کتابستان معرفت راهی بازار کتاب شد.
این رمان که در واقع جلد دوم رمان «گردان قاطرچی‌ها» است ماجراهای آن حول محور همان رمان می‌گذرد و
نامزدهای بخش رمان دفاع مقدس و انقلاب جایزه شهید غنی‌پور اعلام شد
دبیر شانزدهمین دوره جایزه شهید غنی‌پور از مشخص شدن نامزدهای نهایی دو بخش رمان با موضوع انقلاب اسلامی و دفاع مقدس خبر داد.
محمد ناصری، دبیر شانزدهمین دوره جایزه شهید حبیب غنی‌پور، در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، با اشاره به روند اجرای داوری از مشخص شدن نامزدهای نهایی در دو بخش رمان با موضوع انقلاب اسلامی و دفاع مقدس خبر داد.
به گفته او؛ نامزدهای این دو بخش به ش
دانلود آهنگ جدید حامد همایون مجنون
آهنگ جدید مجنون با صدای حامد همایون به همراه متن آهنگ و با لینک مستقیم و بهترین کیفیت از جهان موزیک
شعر : المیرا بهشتی ، آهنگساز و تنظیم کننده : حامد همایون و سپهر شاکری
دانلود آهنگ جدید حامد همایون مجنون
 
مسعود امیرخانی از پایان ترجمه‌ خود از رمان «گربه بلیتس» اثر رابرت وستال نویسنده انگلیسی خبر داد.
وی در این زمینه به مهر گفت: عبارت بلیتس در نام این رمان به معنای حملات سریع و برق‌آسایی است که آلمانی‌ها در ایام جنگ جهانی دوم به روی شهرهای انگلستان به ویژه لندن داشتند.
امیرخانی افزود: این نویسنده رمان خود را بر پایه یک حس غریزی حیوانی نوشته است. بر اساس این حس، حیواناتی مانند گربه توانایی ردیابی و یافتن موقعیت صاحب خود را با کمک ادراک فراحس

دوم اذرماه جلسه معرفی رمان دانشکده ادبیات از پشت ردیف صنوبرها نوشته آقای جوزی پور است.محل این جلسه حوزه هنری خرم اباد است.دوستانی ک مقدور است حضور داشته باشند خالی از لطف نخواهد بود.اقای جوزیپور دومین رمانش را چاپ کرده اولی به نام عشق سالهای برزخی مدتهاپیش چاپ کرده بود.این نویسنده نوشتن رمان را جدی دنبال میکند و این رمان جدید به نام دانشکده ادبیات از پشت ردیف صنوبرها کار فرمی است که می طلبد در خوانش صبر و حوصله داشته باشیم.خواندن این رمان ت
دانلود رمان سیاه قلب
 
رمان سیاه قلب از نویسنده محبوب نیلوفر صبوری
: با فرمت نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (PDF)
خب ژانر رمان سیاه قلبچیه ؟
عاشقانه , کلکلی , غمگین
خب رمان سیاه قلبچند صفحه داره ؟
۳۶۷
میگویم ناشر رمان عاشقانه را به دو مترجم زن پیشنهاد داده و آنها گفته اند نه، رمان عاشقانه ترجمه نمیکنیم.
میگوید من زیر بار نمی روم. این حرف جز اینکه حرفه ای نبودن را نشان می دهد هیچ دلالت دیگری ندارد.
میگویم دارد. نگو ندارد.
میگوید نه. من زنم و بهتر از تو می شناسمشان. هیچ چیزی پشتش نیست.
میگویم هست.
میگوید نچ. نیست.
نمیگویم دیگر. در درون پناه می برم به «بلندیهای بادگیر»، عاشقانه ترین رمان تاریخ ادبیات. آن انباشتِ نفرت. 
م.ک
سلللام.  خوبین بچه هااا؟  منم خوبممم.   یوووهووو. فقط یه قسمت دیگه این رمان مونده که اونم الان واستون می زارم. چون که امشب دارم می رم مسافرت و تا وقتی برگردم ممکنه این ماه تموم بشه و من نمی خوام که گذاشتن رمانم به ماه بعد بکشه. پس برین ادامه مطلب و این قسمتشو بخونین.  بای.
مجنون در خانه ی لیلی را زد
لیلی از پشت در پرسید: کیستی؟
مجنون گفت : "من" م
لیلی گفت: برو
مجنون رفت...
  بعد از یک سال آوارگی برگشت
دوباره در خانه ی لیلی را زد
لیلی پرسید: کیستی
مجنون پاسخ داد: "تو" اَم
لیلی در را باز کرد . . .
+ حالا من پشت این در هر چه کوبیدم و گفتم "من"م باز نشد این در. خواستم ببینی ام. افسوس نفهمیدم برای دیدن باید "من" را از بین ببرم باید تمام "تو" شوم تا این در باز شود. کلید این در بسته رها شدن از "من" و به "تو" رسیدن است .

اگنس»، رمانی از پیتر اشتام، نویسنده‌ای سوییسی که اخیراً توسط محمود حسینی‌‌زاد ترجمه شده، نمونه‌ای درخشان از رمان پست مدرن است. رمانی که در آن مرز بین واقعیت و خیال برداشته شده و نوشتن به کنشی منطقی در خلق واقعیت تبدیل شده است. رمان، آغاز خیره‌کننده‌ای دارد: «اگنس مرده است. داستانی او را کشت. از اگنس، جز این داستان چیزی نمانده.» در همین سه جمله،‌ جهان پیچیده‌ی رمان خلق می‌شود. از طرفی اولین جمله خبر می‌دهد که اصلی‌ترین شخصیت رمان که نو
یادش بخیر درسی به نام ریاضی 1 با  استاد ارجمند دکتر خورشیدی سال 1389  داشتم سر کلاس
استاد یک اصطلاحی برای افراد عاشق و دل شکسته به کار برد و آن" ناتو دل شکسته" بود.
این شعر تقدیم می کنم به  تمام ناتوهای دلشکسته
 
*****************************************************************************
رفته بودم عاشقی کنم
اندکی مثل آدم زندگی کنم
ندا آمد تو  را نباید شوق این بادیه
تو نخورده مستی ای اهل بادیه
دلم شکست ز این ندا که چرا زدند
قرعه مستی به نام من دیوانه زدند
مگر مرا جه نشان است ز آدمی
سلااام.  خوووبین دوووستای گلم؟  منم خوووبم.  امروزم اومدم با یه رمان جدیددد.  نام رمان: اکسیر عشق.  نویسنده: میترا.  خلاصه رمان: نازنین توی یه شرکته طراحی ساختمان کار میکنه و به طور تصادفی با نوید آشنا میشه ولی نمیدونه که این آشنایی زیادم اتفاقی نیست و نوید فکرایی در سردارهکه باعث تغییرمسیر زندگی نازنین میشه.  شما واسه خوندن قسمت اولش می تونین برین ادامه مطلب. پس بای.
منی ک باورم نمیشد دو صفحه کتاب بخونم 
سه تتا کتاب رمان خوندم 
البت خیلی دوس داشتم بیام بنویسم اما ...هم نت خراب بود هم کلی عکس میگیرم اینروزا میزارم اینستا 
 
هم یکم ناراحت از این ک مجبور شدم یکیو دور کنم با نوشتنم دیگه فایده ندارع 
 
نبوووووونبووووووود چهار ماه دیگع تا تموم شدن خدمتم
رمان عاشقانه دروغی که تمام زندگی ام بود




♥ نام رمان : دروغی که تمام زندگی ام بود
♥ نویسنده : ایراندخت | ساینا مقدسی
♥ ساخته شده با نرم افزار : پی دی افPDF
♥ تعداد صفحات : ۳۶۹
♥ خلاصه داستان :
تا جایی که یادمه همه من رو به عنوان یه عروسک کوکی می شناسند…یه عروسک کوکی بی صدا…بی احساس…سرد…یک عروسک کوکی…نه بیشتر نه کمتر…و مدت ها با این نام عجیم شدم تا مردی آمد و در این عروسک کوکی روحش را دمید…و این روح به من همه چیز داد…امید ، عشق و زندگی…دیگ
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

برای ورود به کانال الگرام ما کلیک کنید