tagsمن زینبم دوستم تارا دوست دارم

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما


جهت سفارش تبلیغات با شماره در تماس باشید (ماهانه تنها....... تومان با بازدهی عالی)

ثبت تبلیغات لینکی در سایت تنها با ...... تومان در ماه

 
چه می شود که غروبی عبورم از تارا... دلم گرفته و می گویم :چه دورم از تارا! به نام خالق گلها و...دوستت دارم شکسته شیشه ی عمرم ،غرورم از تارا اتاق خالی و سیلابی به عشق زهرآلود بگوچگونه وجودم بشورم از تارا سطور دفتر مشقم که از الفبانیست پر از همیشه نوشتم ،سطورم از تارا نصیب و قسمت قلبم...بلا به دور اما... زمانه کرده جدایم ، به زورم از تارا همیشه آخر راهی به خویش برخوردم چه خسته ام چه ملولم..چه دورم از تارا

دوستم یه نفرو دوست داره ک اون ی نفر فقط با دوستم سر گرمه!و اینو دوستم نمیدونه…اما از دور پیداست…خیلی واضح
منم تو رو دوست دارم و نمیدونم تو ب من چ حسی داری…
کاش ی نفر از بیرون بهم بگه چی میبینه
اما تو با یه نفرِدوستم خیلی فرق داری
تو یه نفر منی!یه دونه ی منی!با همه فرق داری
رفتارای قشنگ تو ،حرفای خوبت، و غروری ک حاضر نیستی بشکنیش،معنی خوبی میدن
منم حاضر نیستم پا پیش بذارم ولی خیلی دوستت دارم
اینو یواشکی میگم و حالا حالاها از زبونم نمیشنویش
دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم 
دوست دارم حسینم دوست دارم همه کسم دوست دارم نفسم دوست دارم عمرم 
دوست دارم زندگیم دوست دارم دارو ندارم دوست دارم وجودم
دوست دارم قلبم دوست دارم جیگرم دوست دارم یکی یدونم
دوست دارم دوردونم دوست دارم خرسی لپ قرمزی من
دوست دارم ذوق و شوق من دوست دارم متحول من 
دوست دارم عشق اول و آخر وهمیشگی من دوست دارم صبورم
دوست دارم مهربونم دوست دارم قلقلی من دوست دارم نفسم 
دوست دارم همسرکم دوست دارم عزیز

 
چه می شود که غروبی عبورم از تارا... دلم گرفته و می گویم :چه دورم از تارا! به نام خالق گلها و...دوستت دارم شکسته شیشه ی عمرم ،غرورم از تارا اتاق خالی و سیلابی به عشق زهرآلود بگوچگونه وجودم بشورم از تارا سطور دفتر مشقم که از الفبانیست پر از همیشه نوشتم ،سطورم از تارا نصیب و قسمت قلبم...بلا به دور اما... زمانه کرده جدایم ، به زورم از تارا همیشه آخر راهی به خویش برخوردم چه خسته ام چه ملولم..چه دورم از تارا
آئینه دارِ طلعتِ زیبای دوستم
مفتونِ عشقِ رویِ فریبای دوستم
در باغِ جانفزای فرح بخشِ زندگی
پا بست سروِ قامتِ رعنای دوستم
گشتم مقیم گوشه میخانه امید
مست و خرابِ ساغرِ صهبای دوستم
روشن شدست دیده جانم ز نورِ عشق
از خود گذشته عارف و بینای دوستم
بی شک و ریب واقفِ رازِ حقیقتم
عمریست محوِ حُسنِ دل آرای دوستم
در آسمانِ دل که تجلّیِ ذاتِ اوست
ناظر به نورِ زهره زهرای دوستم
چون اشتعالِ عشق شرر زد به جان و دل
دیوانه وار واله و شیدای دوستم
رسوای عشق مفتخر
ببین عشقم منم الان اومدم و تو نیسی باید برم خودکشی کنم باید بهت بگم دوسم نداری ها خوب قربونت بشم بلور چت هم هر کاری میکنم باز نمیشه ک بیام سر بزنم نت هم سر کار ندارم قربونت بشم الهی ببیم تارا من خیلی دوست دارم تو زندگی من هسی اووووووووووووووووماچ
ترا ای عشق دوست می دارم 
به یک دل نه صد دل دوست می دارم 
ترا ای گل رعنایم دوست می دارم 
به باغ گل های بوستانم دوست می دارم 
ترا ای بهترین گلشنم دوست می دارم 
به زیبایی شهد گل های گلستانم دوست می دارم 
ترا ای معشوق محبوبم دوست می دارم
به عشق عاشقانه مان دوست می دارم 
ترا ای زیباروی دوست می دارم 
به زیبای گل رعنایت دوست می دارم 
سروده سروش فرشیدی فر
 
 
 
با من از دوست ده ساله ام طوری حرف میزند که گویی بیشتر از من با او بوده. به دوستم میگویم فلانی یادت کرد و گفت خیلی دوستش دارم. دوستم ابرو در هم میکشد میگوید من نمیشناسمش. و من تازه میفهمم با چه روان داغونی همصحبتی داشته ام. کسی که تماسش با واقعیت قطع است و از تصویر ذهنی اش طوری صحبت میکند که گویا خودِ دوست من است. من با دوستم در زمان بوده ام. اما این با او در بی زمان. و خوب پیداست من نمیتوانم با آوردن شواهد زمانی با رابطه ای بی زمان رقابت کنم. به چشمه
دوست دارم بهش خیلی چیز ها بگم 
دوست دارم بهش بگم سر به سرم نذار 
 دوست دارم بگم اینقدر بهم گیر نده 
دوست دارم بگم پیش من نشین 
دوست دارم بگم آنقدر من با اون کلمه ی مزخرفی که باهاش من صدا میزنی نزن 
دوست دارم اصلا کلا باهام حرف نزنه 
دوست دارم بهم سلام نکنه 
دوست دارم راه رفت و برگشتمون با هم نباشه 
دوست دارم اونم مشکل من نداشته باشه 
دوست دارم مسخره نکنه 
دوست دارم اصلا نمیومد 
دوست دارم اصلا نمیدیدمش... 
و هزاران دوست دارم های دیگه که تحقق نم
Sholeh Jafari:دوست خوبم،،،««قلم»»همنشین برگهای دفترم،،،همکلام خاطراتم،،،،من تورا آبی نوشتم،،،،،رنگ قرمز،،،رنگ سبز،،،تیرگی هایت سیاه،،،هفت رنگ ،رنگین کمان زندگی باتو،،،،قلم شد،،رازدارم،،،،دوستم،،،هرروز ،،،گوشه ای اززندگی راازتودارم،،،،می نویسم یادگاری،،،می کشم نقش،،،میزنم خط،،،،برگهای دفترم را،،،دلنویسم،،،دلنوشته ازتودارم،،،،دوستم،،اززمان بودنم،،تا وقتهای دور دور،،،رنگ آبی تورا من دوست دارم،،،،جوهراین رنگ آبی،،،،،تاابد،،،نقا
حسینم فقط دوستم داشته باش خیلی بیشتر از قبل عاشقم باش میترسم از اینکه دوستم نداشته باشی خیلی میترسم میخوام تو منو ببینی به همه ی دنیا نشون بدی من عزیز توام و قلبت فقط مال منه ، نفس من دوس دارم توجه خاصتو نسبت به خودم حس کنم 
منم که میدونی نفسم به نفس توا حسینم من تو رو بادنیا عوض نمیکنم من تو رو خیلی بیش از حد تصورت دوست دارم عشق اول و آخر من همسرم حسینم آقای من مرد زندگیم تکیه گاهم 

من از عهد آدم تو را دوست دارماز آغاز عالم تو را دوست دارمچه شبها من و آسمان تا دم صبحسرودیم نم نم: تو را دوست دارمنه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی!من ای حس مبهم تو را دوست دارمسلامی صمیمی تر از غم ندیدمبه اندازه ی غم تو را دوست دارمبیا تا صدا از دل سنگ خیزدبگوییم با هم: تو را دوست دارمجهان یك دهان شد هم آواز با ما:تو را دوست دارم، تو را دوست دارم

تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارمتو را به خاطر عطر نان گرمبرای برفی که اب می شود دوست می دارمتو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارمتو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارمبرای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریختلبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفتدوست می دارم ...تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارمبرای پشت کردن به ارزوهای محالبه خاطر نابودی توهم و خیال دوست می دارمتو را برای دوست داشتن دوست می د

روی سفره تعدادی غذاها چیده شده
دونفر  دوست سر سفره اند
نفر اول در ذهنش : من چون درشت هیکل تر هستم، پس سهم بیشتری از غذاهای سفره دارم.
من چون به دیگری کمک کردم و دفعه پیش کمی از مرغم را به او دادم پس مرغ سفره ، سهم من است
مرغ چون به مزاج من سازگار نیست پس آن شربت هم باید بعد از خورده شود پس آن شربت هم سهم من است.
چون من آن مریضی را دارم، پس این غذا هم سهم من است.
چون دوستم فلان غذا را دوست ندارد، پس من آن غذا را نیز میخورم.
چون فلان غذا رو دوست دارم ، پس
 
 سکوت و صدای تو را دوست دارم تو خوبی... خدای تو را دوست دارم مرا می‌ رساند به آنجا که باید اگر ردّ پای تو را دوست دارم وجود تو خود تکّه ای از بهشت است من آب و هوای تو را دوست دارم نفس می کشم در تو گاهی و گاهی قدم در فضای تو را دوست دارم درختی شده خم به بوسیدن گل شکستن برای تو را دوست دارم...  جواد شیخ الاسلامی
 
 
 
دوستان من حدود ۹ ماهه که با عشقم ارتباط دارم الان امروز بعد ۹ ماه اولین اشتباهم رو مرتکب شدم یه دوستی داره تنهاست منم یه دوست دارم همین طور اسم دوست من محمده گفت بیا این دو تا رو با هم اشنا کنیم منم قبول کردم شماره ها رو دادیم بدیم به دوستامون که با هم اشنا بشن .دوستم گفت تو سر و زبونت خیلی از من بهتره میشه بجای من جلسه اول تو حرف بزنی منم قبول کردم گفت محاله با یک جلسه صداها رو از هم تشخیص بده دوستم پسر خوبیه فقط نگران نبود نتونه جلسه اول خودشو ن
روزی با دوستم از کنار یک دکه روزنامه فروشی رد می شدیم دوستم روزنامه ای خرید و
مودبانه از مرد روزنامه فروش تشکر کرد، اما آن مرد هیچ پاسخی به تشکر او نداد!
همانطور که دور می شدیم،به دوستم گفتم:"چه مرد عبوس و ترش رویی بود."
دوستم گفت:"او همیشه این طور است!"
پرسیدم:"پس چرا تو به او احترام می گذاری؟"
دوستم با تعجب گفت:"چرا باید به او اجازه دهم که برای رفتار من تصمیم بگیرد؟!!!!
اینقدر دلم می خواد بگم مغز عزیز لال شو و بزار بکپم که نگو
اما حیف که یه اتفاق هایی عین فیل داره از جلوی چشمام میگذره 
یاد حرفهام با تارا میفتم
یاد گریه هام و حال خرابم 
و این همه کثافتیش 
من اشتباه کردم باید روزی باور میکردم تارا خیلی پست که توی خونش دعوام شد 
با شهاب دعوا کردیم سر اینکه جلوی من نشسته بود و به فروغ توهین میکرد و تارا 
هم تایید ...
کسی که به مادرش رحم نکنه به من هم نمیکنه 
و عمق کثافتیش رو چقدر دیر نفهمیدم
راستش من همیشه از تنهایی
دلم نمی خواست دیگه اینجا بنویسم چون احساس میکنم اینجا دیگه اون جای امن نیست برای حرفهام
اما خسته تر از جا به جا شدن هستم 
حتی خسته تر از اینکه بخوام جز به جز بگم چی شده
شکه شدم از این همه بد بودن آدمها
من هرگز ادعای خوبی نکردم 
من قبول دارم که پر از ایرادم پر از اشکال های ریز و درشت
اما وسط تمام این بد بودن ها یاد ندارم کسی رو با یک برنامه ریزی حل داده باشم 
وسط یک جنون 
من به سلماز بد کردم و این رو با تمام وجودم قبول دارم 
اما نمیتونم بپذیرم سلما
بافتنی را باید بافت دنباله ی خیالاتی كه تمامی ندارند
همیشه دلم میخواست برای یكی شال ببافم برای یه دوست یه دوست دارم كه گذاشته رفته مث اون شازده كوچولوعه كه آخرش رفت از آنتوان جدا شد من اهلی شده بودم دوستم رفت دیگه اهلی نیستم ... تنهام

دلم میخواد بخوابم
وقتی بیدار شدم پرت بشم چند سال اینده
یه خونه
من و یه وروجک
میخواک فقط منتظر باشم
منتظر ادمی که قلبم براش تند تر میزنه و میدونم اونم من و همینی که هستم دوس داره
همین قدر مهربونم
همین قدر لجباز
گاهی به اوج میرسونم غر غر کردن و
من و همینی که هستم بخواه
دوستم داشته باش
بیشتر از خودم
دلتنگم باش
من و وقتی صبحا با موهای پریشون بیدار میشم
وقتی صورتم پف داره
وقتی دوس دارم بغلم کنی دوس داشته باش
هی نگم بغلم کن
هی نگم من و ببین
هی نگم ازم
تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست دارم...
تو را بخاطر دوست داشتن دوست می دارم، برای اشکی که خشک شد و هیچوقت نریخت. لبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفت
تو را بخاطر خاطره ها، پشت کردن به آرزوهای محال،نابودی توهم و خیال دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که ندیده ام دوست می دارم
تو را برای لبخند تلخ لحظه ها، پرواز شیرین خاطره ها دوست می دارم
تو را به اندازه همه کسانی که نخواهم دید دوست می دارم
اندازه قطرات

چقدر با آهنگ های خواجه امیری، به یاد خاطراتت اشک ریختم????....
صداشو دوست دارم ولی وقتی میشنوم تموم خاطراتمون زنده میشن برام....
برا همین آلبوم سی سالگیشو تا امروز دانلود نکرده بودم 
آهنگ یه روزی....حکایت آینده ما شاید باشه! حکایت امروز تو!؟
محمد من دیگه برات مردم؟؟؟؟!
یکی دیگه جای منو تو قلبت گرفته!...
یادته همیشه میگفتی "خیلی خیلی دوست دارم" کاش کمتر دوستم داشتی وگرنه الان تموم نشده بود دوست داشتنت????
من تو را دوست دارم.  من کنار تو بودن را با تمام بی تفاوتیهایت دوست دارم. من شبهای سکوت و پر از خیالت را، وسعت نگاهت را، نوازش دستانت را دوست دارم. من تو را تنها بخاطر خودت دوست دارم. اما تو..........
افسوس که هیچگاه نفهمیدی که چقدر دوستت دارم......
 
کاش زندگیمثل فیلم ها بود و هرجا کم میاوردی نگهش میداشتی
دارم ساک  میبندم اما هیچ مقصدی ندارم
می خوام فقط دور بشم
از صدا از حرف از زنگ تلفن از آدمها
معین این خوانندهه که دوسش دارم مطلب جالبی نوشته بود 
حوصله ندارم بنویسمش اما خیلی درد داشت حرفهاش
نوشته بود :
و اما بعضی ها ...
امان از بعضی ها ...
هر یه باری که تلفنم زنگ میخوره انگار وصلم کردن به پریز برق
میلرزم 
میلرزم
میلرزم
 
بعد نوشت :
بیاید بگید داره فیلم بازی میکنه 
وبلاگش هم فیلمه 
فهمیده ما م

دوستم داری؟
دو دوست  با سرعت 120کیلومتر سواربر موتور سیکلت
دخترک_م :آروم تر من می ترسم 
30#:نه داره خوش میگذره
 
دختر:ک_م اصلا هم خوش نمی گذره تو رو خدا خواهشمیکنم خیلی وحشتناکه
30#:پس بگو دوستم داری
 
ک_م :باشه باشه دوست دارم حالا خواهش میکنم آروم تر
30#:حالا بغلم کن(ک_م بغلش کرد)
 
30#: می تونی کلاه ایمنی منو بذاری سرت؟داره اذیتم می کنه.
 
و....
 
روزنامه های روز بعد:موتور سیکلتی با سرعت 120کیلومتر بر ساعت به ساختمان اثابت کرد موتور سیکلت دو نفر
سر نشین

۶ سال گذشت....
بر فرازها رفتیم ،
         اما نشیب هایی هم بود...
شادانه ، دست در دست هم بودیم و
                                             غم هایی نیز بود...
صدای خنده هایمان ، تاریکی شب هایمان را پر می کرد و
                        اشک هایی نیز بود....
هممممه چیز بود اما ، عشق بیشتر از هر چیز بود....
 
۶ سال گذشت ، 
از روزی که به من گفتی دوستم داری....
۵ سال گذشت ،
از روزی که به تو گفتم  دوستت دارم....
 
هنوز هم دوستت دارم 
تو ،
آیا ،
هنوز دوستم داری ؟؟؟
 
 
P.s : سالگرد د
عاطفه عزیزحتما دلیل خوبی برای بی خبر رفتنت 
داشتی .امیدوارم هرکجا هستی زیر چتر آسمون شادو دلخوش باشی دوست من 
خانم دکتر عزیز اگر مسیرت از خونه  ما گذشت حتما به این خونه سری بزن 
آغوشم همیشه برات گشوده ست 
دوست دارم مهربان دوستم 

این است زندگی من
دوست داشتن تو
دوست دارم از همه دنیا ،سهم فکر کردن هایم به تو بیشترین حجم حافظه ام را پرکرده باشد...
دوست دارم ساعت ها با تمام کتاب ها،فیلم ها،آهنگ ها وتمام آدم های اطرافم کلنجار برم و در آخر باز تو را دوست داشتنی تر از همه ببینم...
دوست دارم به توفکر کنم و به آینه نگاه کنم و خودم را با دوست داشتنت ؛دوست داشتنی تر از هر روز ببینم...
دوست دارم به تو فکر کنم!
 
تو را دوست دارم
چون نان و نمک
چون لبان گر گرفته از تب
که نیمه شبان در التهاب قطره ای آب
بر شیر آبی بچسبد
تو را دوست دارم
چون دقایق شک
انتظار و دل واپسی
هنگام گشودن بسته ای بزرگ
که از درون آن بی خبری!
تو را دوست دارم
چون اولین سفر با هواپیما
بر فراز اقیانوس
چون هیاهوی درونم
لرزش دل و دستم
در آستانه دیداری در استانبول!
تو را دوست دارم چون گفتن: "شکر خدا زنده‌ام"
من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم
 
چه شب‌ها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم‌نم، تو را دوست دارم
 
 
نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی
من ای حس مبهم تو را دوست دارم
 
سلامی صمیمی‌تر از غم ندیدم
به اندازه‌ی غم تو را دوست دارم
 
بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
بگوییم با هم: تو را دوست دارم
 
جهان یک دهان شد هم‌آواز با ما
تو را دوست دارم، تو را دوست دارم

خیلی ناراحتم  دوستم برداشته پیش من با دوست پسر قبلیم حرف میزنه هی عشوه میاد بهش روی مخم میره اعصابمو خورد کرده دوست دارم بگیرم لهش کنم وقتی داره با اون حرف میزنه با گوشی ولی چیزی نمیتونم بگم و همه ش لبخند میزنم که یعنی برام مهم نیست. چه آدم های گثیف و عقده ای مثل دوست من پیدا میشن!! دیشب با دوست پسر سابقم رفته بیرون شام خورده از توی ماشین فیلم گرفته اومده به من نشون داده . کثافت بیشعور مثلا میخواد حرص منو دربیاره نمیدونم چطور باید این کارشو ج
طاها:مامان خدا تو اَبراست؟
تو چی فكر میكنی؟
- مامان خدا تو دل آدماست؟
تو چی فكر میكنی؟
- مامان خدا تو اَبراست؟
تو چی فكر میكنی؟
اصلا سوال مرا گوش نمی دهدو پشت سرهم می پرسد و در آخر با كلافگی می گوید:مامان خودت بگو،خدا تو اَبراست؟تو دل آدماست؟
آره مامان جون
انگار خیالش راحت شده،ادامه می دهد
- خدا همه جا هست؟تو آسمونا تو زمینا؟؟؟
بله مامان جون
- مامان یعنی وقتی با ماشین تو خیابونا میریم از رو خدا رد میشیم؟دردش نیاد؟؟؟
بحث را عوض میكنم چون اینجایش
امروز تولد بهترین دوستمه... از مدتها پیش هدیه تولدش رو آماده کردم تا وقتی میبینمش بهش بدم... طبق معمول بخشی از کادوش رو خریدم و بخشیش رو خودم رو درست کردم که همیشه با دیدنش به یاد من باشه... آخه من همیشه هراس فراموش شدن دارم... دوست دارم یه جوری جلوی چشم کسانی که دوستشان دارم باشم... حتی با یک یادگاری کوچیک...
شما هم اینطور فکر میکنید که روزیه که برای عزیزترین دوستت خاص ومهمه برای تو هم مهمه؟
امروز بهترین و خاصترین دوستم قراره قرارداد کاریشو تثبیت کنه. استرس داره. منم یخرده استرس دارم اما دلم روشنه ... اون ته تهای قلبم به اینکه بهترین قراردادشو مینویسه ایمان دارم.
فکر کنم این قرارداد برای دوستم حکم اثبات شخصیتشه که یجور دیگه براش مهمه.
براش دعا کنید.
 
 
دل من سیاس ولی آبی رو خیلی دوست دارمروزای روشن آفتابی رو خیلی دوست دارمبا هوای تو توی کوچه های دلواپسیغروب مبهم سرخابی رو خیلی دوست دارمباخیال تو اگه باشه خیالی ندارمشب تا صبح گریه و بی خوابی رو خیلی دوست دارممیدونم یه روز میای عمریه بی قرارتمانتظار تو و بی تابی رو خیلی دوست دارمدوست دارم طناب ماه رو بگیرم بالا برمواسه این شبای مهتابی رو خیلی دوست دارمدوست دارم طناب ماه رو بگیرم بالا برمواسه این شبای مهتابی رو خیلی دوست دارم
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

برای ورود به کانال الگرام ما کلیک کنید